|
♥█▓▒ مـــــکــــران مـــــــن ▒▓█♥ مکران زمین بلوچستان،وجود من از وجود تو
| |||||||||||
|
جهت دسترسی آسانتر به مطالب، بر روی هر یک از موضوعات زیر کلیک نمایید. جهت دریافت تصاویربا رزولوشن بالا وکیفیت عالی،به فتوبلاگ مكران من مراجعه فرماييد. سلسله مقالات آمدها ودرآمدها...!(بررسي وضعيت كشاورزي قصرقند)(1) آمدها ودرآمدها...!(بررسي وضعيت كشاورزي قصرقند)(2) آمدها ودرآمدها...!(بررسي وضعيت كشاورزي قصرقند)(3) آمدها ودرآمدها...!(بررسي وضعيت كشاورزي قصرقند)(4) برای دانلود تحقیق آموزش وپرورش کشور آلمان بر روی لینک زیر [ جمعه بیستم آبان 1390 ] [ ] [ aslam ]
عنوان: نگاهی به اوضاع سیستان و مکران از حمله مغول تا فتوحات تیمور
چکیده سیستان و مکران در جنوب شرق ایران در طول تاریخ همواره محلی برای پناهنده شدن ناراضیان و مخالفان حکومتهای مرکزی بودهاند ، در برههی زمانی از حمله مغول(616ه.ق.) تا فتوحات تیمور(781ه.ق) شاهزادگان ترک ـ مغول برای ابراز ناخشنودی، اعتراض علیه حکومت مرکزی و یا به منظور نجات جان خویش به این منطقه میآمدند ، این امر میتوانست توجه بیشتر مغولان و بعد تیمور را به این منطقه جلب کند و پیامدهایی سنگینی برای این نواحی داشته باشد،مقاله حاضر به بررسی لشکرکشیهای مغولان وتیمور واوضاع منطقه در عصر ایلخانی اختصاص دارد. واژگان کلیدی: مغول، تیمور، سیستان، مکران، آسیب و خسارت. سیستان ومکران منطقه سیستان در اوستا به نام رودی که از آن سیراب میشود «هئتومنت» (Heatumant) و در سنگ نوشتههای داریوش به نام «زرنکه» (Zaranka) آمده است.[1] از نظر اقلیمی این منطقه را جزء اقلیم چهارم دانستهاند و فاصلهی آن از خطّ مغرب 64 درجه و از خط استوا 32 درجه، و سرزمینی باشکوه است دارای شهرستانهای بسیار که به شهرستانهای خراسان همسری میکنند.[2] این ناحیه از نظر اقتصادی دوران باشکوهی را پشت سر گذاشته« ولایتی با نعمت و فراوانی تمام است و حمامهای بسیاری و میوههای فراوان و انگور و خرما و امثال آن بیشمار و مردمان آن توانگر و مالدار و به توانگر نیک معروف و از بیابان میان سیستان و مکران غلّه بسیار میشود[3] و برای نخستین بار در دورهی اسلامی در روزگار خلافت عثمان بن عفّان گشوده شد.[4] مکران نام ولایتی از اقلیم دوم از میانهی کرمان وسیستان منسوب به «مکران بن هیتال» است و کیج دارالملک آن بوده و آن را «کیهنچ» نیز گویند.[5] جمله مکران گرمسیر است و در آنجا خرما خیزد و نیشکر و هم پانیز که به جایها میبرند.[6] این ناحیه در جنوب بلوچستان امروز ـ مشتمل بر شهرستانهای چابهار و نیکشهر و ]سرباز[، از شمال به بلوچستان مرکزی و سراوان و از مشرق به بلوچستان پاکستان و از جنوب به دریای عمان و از مغرب به شهرستان جاسک (استان هرمزگان) محدود است، کوههای مکران که ادامهی کوههای بشاگرد است به جهت غربی به شرقی آن را از دیگر مناطق بلوچستان جدا میکند.[7] منبع: وبلاگ مكران نعیم ملازهی(دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ ایران اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد) موضوعات مرتبط: تاريخي برچسبها: سیستان و مکران, تیمور, مغولان ادامه مطلب [ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ aslam ]
...چون خسرو بدانست كه نامه با نام او آغاز نشده است برآشفت ونامه را بر دو نيم پاره كرد!!! لرزه اي بر عرش خداوند افتاد و خبر به سرزمين وحي رسيد كه نامه ي مودتت را پاره كردند اي محمد... ديري نپاييد نامه ي بلند بالاي طاغيان پيچيده شد... سخن به گزاف نگويم وبه اضاف نجويم كه آنچه مرا به نوشتن وادار كرد چه بوده است؟ميخواستم اين لباس بزرگ انگاشتنم را دور بيندازم اما ديدم كه در اين وادي لباسي جز اين براي فروش نيست!پس به ناچار بايدبه تن داشته باشم اين جولق را... تعجب مي كنم از اين آشفته بازار كه همه براي خويشتن حرفي دارند وعملي كم!هر كه از راه مي رسد،مي گويد ومي بويد اما چيزي به مشامش نمي رسد چون بوييدن براي عيب است وگفتن براي عيب جويي! اوصاف وب نويسان ، آداب روشنفكران ومنش تحصيلكردگان به تعجبم وا مي دارد!!! وب نويسان و روشنفكران را كمي آسودگي در پيش.اما تحصيلكردگان را چه شده است كه خموش اند! عجب دنيايي شده است اي دنياي امروزي.دردناك ترين دردها آن است از خودي شماتت ببيني.گروهي كه از عزيزان به تحصيل علم از اين ديار بي همه چيز خارج شده اند آوردني كه بماند بلكه همان ناچيزها را دارند مي سوزانند.صدبار گفتم كه انسان موجود ضعيفي است اما به يقين موجود ضعيفي است.يامالابن الآدم والفخر...ادم تورا تكبر نزيبد كه از ميان نعمات بيرونت كردند اگر آدم به تمام معنا بودي جايت اينجا نبود!اينجا هم از اين كارهايت دست بردار نيستي؟! اي كسي كه رفته اي در عالم معناي خودت بدان كه مرا هم عالمي است.تو اگر به دنيا و الطاف دنيا مزيني من به آداب آن ميسرم وبه والاي ديگرجهان واقفم... تو خود ميداني كه بار سبكت باعث بلندي ات شده است كه نه من مي شناسي ونه ما ! ولي من معتقدم كه بار سنگينم باعث شده سرم به پايين باشد.پس بدان كه تا واقعيت ها فاصله است تو مي تواني پا برهنه بيايي؟من كه پا ندارم!! ولي به همت وجودم تا آخر مي روم تو هم بيا تا ما شويم.كمي از من وجودت فاصله بگيرخواهرم... روز زن را به تو وبه همه زن هاي عالم تبريك عرض مي كنم.گرچه خنده نمي كنم اما از بهر دوست نداشتن نيست حكمتي دارد اين (بچ كندگ) ما... موضوعات مرتبط: خودنگار(دلنوشته) [ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ aslam ]
[ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ aslam ]
آمـــــــــدها ودرآمـــدها...! بررسي وضعيت كشاورزي قصرقند قسمت چهارم: در بررسي تملك زمين در قصرقند پيش تر توضيحاتي بيان شدكه اين توصيفات در گذر زمان دچار تغييراتي گرديد.منجمله كاهش سهم اهالي اصلي در مالكيت زمين نسبت به مهاجراني بود كه به اين خطه بار سفر بسته بودند.اين ناموزوني دلايلي دارد كه در اين جا به نكاتي چند اجمالا اشاره مي گردد.
1-سياست حكومت مركزي در اجراي سياست هاي باز ازجمله انقلاب سبز: روزگاري كه قدرت قزلباشها فروكش كرد ونادرشاه بيم آن داشت كه قبايل جنگجوبدانجا رسيده كه به وي حمله كنند، سياست كوچاندن اجباري را به گرده ي آنان نهاد تا بدين ترتيب شرق وغرب در هم آميزند وبلوچان از شمال فلات ايران به جنوب گسيل شدند.چيزي كه امروزه كمتر كسي به آن توجه مي كند.نمي دانند كه طبرستان خاستگاه اصلي اين قوم ناشناخته بوده وبي وفايي روزگار آن را از اصل خويش بدوركرده است.رضاخان ميرپنج كه با دور زدن قاجار،- يكي از هفت ستون باقيمانده قزلباشان- قدرت پوتين را يوغ احمدشاه نمود وبا كودتايي نظامي يك شبه همه ي قدرت را بر كفه ي ترازوي خود نهاد تا تومار قاجار براي هميشه بسته شود.ميرپنج به خوبي آگاه بود كه چه كاري با اين ملت ناآگاه از جهان اطراف مي تواند اورا به اهدافش نزديكتر كند.كوچاندن اقوام هم يكي از اين روش ها بود كه اعمال شد.رضاخان كه آينه ي تمام نماي غرب براي الگوشدن ايرانيان شده بود باتمام وكمال برنامه غرب را براي مردم خويش به جبر و اختيار اجرا مي نمود.يكي از اين برنامه وسياستها انقلاب سبز بود كه اجراي آن ضربات جبران ناپذيري برپيكره ي بلوچستان بر جاي گذاشت.اصلاحات ارضي در بلوچستان به بي عادلانه ترين شكل اجرا شد وشايد بتوان گفت كه مهم ترين عامل اين بي عدالتي عدم نظارت برطرح، وسود جويي افراد با نفوذي بود كه بيشترين سوء استفاده را مي بردند.بعنوان نمونه يك نفر كه خود را ارباب و ولي نعمت مي دانست از غفلت وناآگاهي افرادي كه به وي اعتماد داشتند سوءاستفاده مي كرد وهمه زمين ها را دريك پلاك ويك سند به نام خود ثبت مي كرد كه هم اكنون در اين موردمناقشات ودعاوي بر سراين موضوع به قوت خود باقيست.چه بسا درگاهي موارد يك فرد كل زمين هاي اهالي را به نام خود پلاك وسند ميزد كه نوعي استثماردر قرن اخير به رقم خورد...
2- افرادي مهاجري كه در حكومت داراي نفوذ بودند واز ترفندهاي مختلف استفاده مي كردند: 33سال از سقوط حكومت 2500ساله شاهنشاهي در ايران مي گذرد.آثاري كه در اين سالها براجتماع وفرهنگ مردم به جا مانده نوعي رابطه ارباب- رعيتي در ميان مردم ساكن بود وهم اكنون در مكانهايي رگه هايي از آن به قوت خود باقيست.خان وخان سالاري ارمغان حكومت ها به بلوچستان بود وحاكمان درهر منطقه از بلوچستان داراي اختيارات كامل بودند كه البته اين رابايد از ضعف شديد حكومت مركزي در اداره امور كشور وعدم نظارت بر اجراي برنامه ها دانست.بلوچستان ومناطق آن به مثابه دولت شهرهاي هزاران سال پيش بودزماني كه شهرها حكم كشور به آن ها اطلاق مي شد. اين افراد با سياست وتدبير انديشي جاي پاي خود را درحكومت باز مي كردند ومثال آسماني بودن وبالاتروارجح بودنشان در پندارشان جا خوش كرده بود.بازيركي وسياستي كه داشتند زود جذب بالاها شدند ويوغ استثمارشان برگردن مردم بيچاره ي بلوچ نهاده شد.گروه ديگري كه در اين ميان نقش اساسي داشتند ملاها وعالمان دين بودند كه به جرگه اين طيف پيوستند.اصلي ترين علت پيوستن ملاها به گروه خوانين شايد ترسي بود كه ازخوانين داشتند.گروه ديگر ورأس ديگر قدرت درجامعه بلوچستان مردماني بودند كه كارشان دامداري ودامپروري بود وهميشه در حال كوچ بودند.طبيعت وشرايط زندگي شان ازآنان مردماني قوي و دلاور ساخته بود.در معناي اخص،به آنان بلوچ مي گفتند يعني كسي كه در كوه وصحرا زندگاني به سرمي برد. در تقسيم مثلث قدرت،حاكمان با دارا بودن قدرت سياست وتدبير انديشي،ملاها با حجت بودن در ميان مردم و «بلوچ» با تكيه بر قدرت وتوان جنگاوري خود صحنه اي از رقابت را به وجود آورده بود.در اين مثلث حاكمان ضعيف ترين به نظر مي رسند اما با زيركي خود دو قدرت ديگر را در قبضه ي خود مي گيرند.بلوچها مي شوند نيروي نظامي در مقابل معيشات زندگيشان كه از مالياتهاي مردم مظلوم است تأمين مي گردد.ملاها با نفوذي كه در دل مردم دارند استيلاي حكام را مشروعيتي نسبي مي بخشند.همراهي وهماهنگي اين قدرت ها نيرويي به وجود مي آورد كه در برابر هرهجومي مستحكم است.بنابراين استثمار به قوت خود ادامه مي يابد. وزمين داران كم كم به سمت خوشه چيني سوق داده مي شوند... 3- ملي شدن زمين هايي كه به علت خشكسالي وعدم كاشت باير شده بودند: بلوچستان را هندوستان كوچك نام نهاده اند.تنوع آب وهوايي و وجود اقليم هاي گوناگون،شرايطي را فراهم نموده است كه در اين خطه از فلات پهناور ايران شرايط گوناگوني حاكم شود.بلوچستان در نيمكره شمالي ودرمجاورت خط استوا قرار گرفته است كه به تبع آن آب وهواي غالب ،آب وهوايي گرم وخشك مي باشد.كمبود نزولات جوي وبروز خشكسالي هاي طولاني آثار زيانباري را برجامعه و وضعيت كشاورزي اين خطه تحميل كرده است.مهاجرت هاي اجباري براي تهيه غذا ومكان مناسب براي زرع،تغييرات جمعيتي وخالي شدن مناطقي از نفوس بسياري از زمين ها را بدون صاحب گذاشته است.اين زمين ها در گذر زمان دچار فرسايش شده وبه طور كامل آثار كشت و زرع از روي آن محو گرديده است.قصرقند نيزاز اين تحولات بدور نمانده است.آب وهواي قصرقند با توجه قرار گرفتن آن در بين زمين هاي پست ومناطق مرتفع كوهستاني ، به دونوع معتدل وخشك تقسيم مي شودكه هر كدام در طول سال محسوس اند.
زمين هايي كه ملي اعلام شده اند هيچ تغييري روي آن انجام نگرفته است كه وجود خشكسالي هاي چندسال اخير وريسك بالاي آن براي سرمايه گذاري، علل اصلي دست نخورده ماندن آن مي باشد. ادامه دارد... پی نوشت: این روزا به علت گرفتاری کمتر به وبلاگ دوستان سر میزنم که از همین جا از همشون غذر میخوام. [ شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ aslam ]
...آنجا كه مرزها مي شكند و آسمان با تمام عظمتش ميدان تازيدن مي شود،چه بسيار سايه ها محو مي شوند وچه نورها از از شدت شكوه آفرينش در هم مي شكند...اينجا پهناي عشق است باتمام وجود نه از كلمه!بلكه از جان...
جشنواره الگوهاي برتر تدريس مرحله قطبي درشهرستان چابهار برگزار شدواولين تجربه ام را در اين مصاف رقم زدم.مقابل دوربين تدريس كردن را از موقعي كه در تربيت معلم شهيد مطهري زاهدان تحصيل مي كردم ديده بودم هميشه نوعي ترس واضطراب وجودم را فرا مي گرفت.مقابل دوربين تدريس كردن وآن هم در جلوي عده زيادي از افراد هر كسي را دچار دلهره مي كند... آقاي نوري نيا معلمي كه از عشق سخن ميگفت رتبه يك چندپايه پي نوشت: باتوجه به نزديك بودن فصل امتحانات اين وب در ساعات ۲۴تا۶صبح بروز خواهد شد. پرويز كدخدايي شاعر شعر نو مي باشد كه در اين فستيوال حتي يك بيت را هم نثار بنده نكرد. مشاعره بماند... از همكاري وتبريك هاي همه دوستان كمال تشكر را دارم ادامه مطلب [ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ aslam ]
|
|||||||||||
| [ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | |||||||||||